على ربانى گلپايگانى

97

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

دارند ! سپس افزود ، به خدا سوگند من تو را از عواقب اين كار برحذر داشتم . و آن گونه با تو خير خواهانه سخن گفتم كه اگر با پدرم چنين كردم ، حق پدرى او را ادا كرده بودم . عثمان برادر عبيد اللّه سخن ابن سعد را تأييد كرد و گفت دوست مىداشتم فرزندان زياد تا قيامت با ذلّت زندگى مىكردند و در كشتن حسين شريك نمىشدند . « 1 » ابن اثير نوشته است : آن‌گاه كه سر امام حسين عليه السّلام را نزد يزيد آوردند ، ابن زياد اظهار خشنودى كرد و او را گرامى داشت . اما پس از اندكى اوضاع عليه يزيد تغيير كرد و سبّ و لعن مردم متوجه او گرديد . وى به ناچار اظهار پشيمانى مىكرد و ابن زياد را مورد لعن و نكوهش قرار مىداد و مىگفت او در برخورد با حسين عليه السّلام راه افراط را برگزيد . زيرا حسين عليه السّلام از او خواسته بود كه از بيعت او با يزيد درگذرد و اجازه دهد تا او در يكى از مناطق مرزى زندگى كند ، ولى ابن زياد درخواست او را نپذيرفت ، و او را به قتل رساند . و خشم مردم را عليه من برانگيخت . « 2 » خواه اين‌گونه اظهار ندامت‌ها واقعى باشد يا ظاهرى و نمايشى ، اين حقيقت را روشن مىسازد كه قيام امام حسين عليه السّلام و شهادت او و يارانش ، و اسارت زنان و كودكان تأثير شگرفى در روشن شدن حقايق براى مردم داشته تا آن‌جا كه حتى در سرزمين شام كه سال‌هاى طولانى عليه امام على عليه السّلام و خاندانش تبليغ شده و مركز حكومت معاويه و يزيد بوده است ، فضاى عمومى عليه بنى اميه و به نفع خاندان رسالت تغيير كرد .

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 6 / 268 ، حوادث سال 61 ؛ تاريخ الشيعة ، ص 29 . ( 2 ) . تاريخ ابن اثير : 2 / 57 .